Posts Tagged ‘هلال ماه’

«شعر»

مارس 14, 2012

چند بار گفتم
از اینهمه هلال ماه که بر بازو داری
بگذرم
از بالای کمد
که درش درست بسته نیست
بپرم میانِ حیاط
سر بالا کنم
شب است
ستاره‌ها از میانِ باد پیدا نیستند
دست به کجا بگیرم
لبِ که را بگزم
بجوم
تنِ که را بر شانه بگیرم
ببرم
در باد
از شکاف‌های در بگذرانم
و از ایوان به حیاط برسم