Posts Tagged ‘عید’

«درباره‌ی عکس»

مارس 16, 2012

عید سال شصت و یک است. هر پنج نفرمان پای سفره‌ایم. مامان دوربینش را روی سه پایه گذاشته و دکمه‌ی سلف تایمرش را زده و دویده که برسد توی عکس. کیکی که توی سفره است را خودش پخته و حتمن که همان شب تهش درمی‌آید. آن شیرینی‌های وسط سفره که جلوی سبزه‌اند را از قنادی پارس خریده‌ایم. آنکه دستش را مثل کلاه مخملی‌ها دراز کرده روی زانویش و خنده‌اش سفید است،‌ مانداناست. آنکه دستش را زده زیر چانه‌اش و خواسته توی این عکس به جای دیگری غیر از دوربینِ مامان نگاه کند، مهرآزماست. و آنکه مانده عین کدام یک از خواهرها باشد، شعف نشان دهد یا بی‌تفاوتی کند، منم.
پ.ن

بابا متمایز است و مشخص. او پدر خانواده است و نیازی به با انگشت نشان دادنش نیست.