True Detective

در یک بی‌خوابیِ ناشی از سرفه، همه‌ی قسمت‌های فصل اولِ «تورو دتکتیو» (True Detective) را دیدم. و دوست‌اش نداشتم. آن یاروی قهرمان داستان که از تگزاس می‌آمد با آن لحن یکنواختِ خفن‌اش زیادی از تگزاس می‌آمد و زیادی شبیه جرج بوشِ پسر و محور شرارت‌اش بود. (راث و آن یکی یار سفیدش مارتی، نقطه‌ی مقابل آن دو تا کارآگاهِ سیاهپوستِ تازه‌ نفس ولی ابله و کند و ناقهرمان -چیزی شبیه اوبامای تازه از راه رسیده- بودند) . راث هم  پیِ شیطان‌پرستانی (چیزی شبیه محور اهریمنیِ جرج) گذاشته بود که  خواب را از چشم خانواده‌های عزیز آمریکایی ربوده بودند.  البته راث همان جرج نبود. راث مقابل دولت بود. ولی سفید پوست بود و از تگزاس می‌آمد و قهرمان بود. و آمریکایی بود و زندگی‌اش هم مثل لحن و صداش در عین دلاوری و قشنگی و مردانگی و خفن‌بودگی‌اش، ملال‌آور و مضحک و آمریکایی بود.

 

پ.ن

و زن‌ها که همه جوره‌شان و دقیقاً همه جوره‌شان مایه‌ی دردسر و ناآرامی دنیا و مافی‌هاش بودند. زن‌ها و بچه‌ها.

برچسب‌ها:

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: