نگران

«… گاهی ایستاده از پناهِ بوته‌ها نگران و چشم به راه است»*. نگران، کسی‌ست که نگاه می‌کند، نگرنده است، ولی نگاه کردن‌اش از روی دل‌واپسی یا چشم به راهی‌ست. یکجور نگریستنِ خاص دارد نگران، نگریستنِ مدام، بی‌وقفه، بی‌انقطاع که نگرنده ندارد، نگرنده از وقفه و انقطاع پرهیز نمی‌کند، نگران دست از نگاه کردن نمی‌کشد.

* سرگذشت مرد خسیس/ فتحعلی آخوندزاده/ ترجمه‌ی میرزا جعفر قراجه داغی

برچسب‌ها: , , ,

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: