Archive for مه 2014

سامسای عاشق

مه 31, 2014

سامسای عاشق/ موراکامی

 

سامسای عاشق

سامسای عاشق

http://www.ofoqco.com/showbook.asp?id=1489

lo-lee-ta

مه 18, 2014

عاقبت لولیتا را با مشقت خواندم، با مشقت و لذت. نمی‌شد که میانِ خواندن‌اش به فرهنگِ لغت رجوع نکنم. در رفت و برگشت‌های مکرر خواندم. مثل آن اشاره‌هاش به مسافرتِ زبان در دهان، به لب‌ها، به زبان، به حرف زدن در فرانسه -و نه به نوشتن به حرف زدن- به زبان زدن به دهان و دندان، به بوسه‌های عمیق با زبان که به دندان برسد و از آن بگذرد، سفر کند، برای تلفظ یک نام، و نماند، بگریزد، مثل گریختنِ سرخوشانه‌ی دخترکان تازه بالغ با سینه‌های نورس که نورسی سینه‌هاشان یک وعده‌ی موّاج است، وعده‌ای که هنوز نارس است، وعده‌ی حروف را به دهان گرفتن، وعده‌ی باروری، وعده‌ی پشت سر گذاشتنِ ناتوانیِ جنسی، ولی زبان در دهانِ فرانسه انگار آن دخترکی‌ست با پاهای دراز لاغر که توی دهان پخش می‌شود، جاگیر نمی‌شود، فربه نیست، فرّار است و از لای لب‌های نیمه باز در هوا پخش می‌شود.

کیدز

مه 18, 2014

آنچه تجربه‌ی بچه‌دار شدن و هم حیوان خانگی‌دار شدن را یکّه و شگفت می‌کند به نظرم تجربه‌ی ارتباط برقرار کردن با موجودی‌ست که هنوز خارج از ساحتِ زبان است، موجودی که هنوز متعلق است به طبیعتِ متصل که ما از آن منفصل شده‌ایم و دلتنگ و رنجور آنیم. ما با بچه‌ها و حیوانات خانگی سرگرم می‌شویم، ولی در آن‌ها غرق نمی‌شویم. تجربه‌ی ما با آن‌ها هرگز تجربه‌ای خارج از ساحتِ زبان نخواهد بود و یکّه‌گی و شگفتی‌ این تجربه اشاره به آن چیزی دارد که نمی‌توان به آن اشاره کرد یا تجربه کرد چون ما تا ابد تجربه‌ی در طبیعتِ متصل بودن را از دست داده‌ایم.

«مکتوبات»

مه 18, 2014

اهل ایران حتا صنعتِ صحافی را نیز تا حال درک نکرده‌اند. کتبی که صحافت می‌کنند اوراقِ آن‌ها در دو روز مانندِ احکامِ دولتِ خودشان پراکنده و متفرق می‌شود. با اینکه هر روز می‌بینند کتبی که در فرنگستان مجلد شده است چقدر محکم است که اگر صد سال هم استعمال یابد رخنه نمی‌پذیرد و زحمتِ حمل‌اش هم کمتر است…

مکتوبات / فتحعلی آخوندزاده / ترجمه‌ی فتحعلی آخوندزاده و میرزا یوسف خان مستشارالدوله

نگران

مه 18, 2014

«… گاهی ایستاده از پناهِ بوته‌ها نگران و چشم به راه است»*. نگران، کسی‌ست که نگاه می‌کند، نگرنده است، ولی نگاه کردن‌اش از روی دل‌واپسی یا چشم به راهی‌ست. یکجور نگریستنِ خاص دارد نگران، نگریستنِ مدام، بی‌وقفه، بی‌انقطاع که نگرنده ندارد، نگرنده از وقفه و انقطاع پرهیز نمی‌کند، نگران دست از نگاه کردن نمی‌کشد.

* سرگذشت مرد خسیس/ فتحعلی آخوندزاده/ ترجمه‌ی میرزا جعفر قراجه داغی