«شعر»

رفتم به آن طرف
که او بود
و نبود
و برهنه و سرخمیده
دمیده بود پشت سبزه‌های جوی
که نه آبِ باران بهشان رسیده بود نه آبِ چشم
نه داسی بر زردی گرده‌هاشان نشسته بود
نه دستی توی سبدهای حصیریِ بافته
چیده بودشان
لای گُل و مُل
.

یک پاسخ to “«شعر»”

  1. سردبیر دیپلم Says:

    سال نو مبارک .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: