«شعر»

چند بار گفتم
از اینهمه هلال ماه که بر بازو داری
بگذرم
از بالای کمد
که درش درست بسته نیست
بپرم میانِ حیاط
سر بالا کنم
شب است
ستاره‌ها از میانِ باد پیدا نیستند
دست به کجا بگیرم
لبِ که را بگزم
بجوم
تنِ که را بر شانه بگیرم
ببرم
در باد
از شکاف‌های در بگذرانم
و از ایوان به حیاط برسم

برچسب‌ها:

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: