من نشسته بودم
روی صندلیها
بعدتر
که دیدمش پایین سکو داشت راه میرفت و حرف میزد با تلفن
من نشسته بودم
کفش به پا داشتم
شال سرم بود
در خانه نبودم
میزها را چیده بودند
و جز چند نفر
کسی نیامده بود
کسی نمی رفت
هر کسی آمده بود
زودتر خودش آمده بود
با پای خودش
و رفته بود