چطور در پستوهای این کاخهای برآمده
از شن و لای
مردی که عبایش را به خود میپیچید
نزدیک من میآمد وُ
شنهای زیرش به رقص درمیآمدند
شب میگذشت و پرندهای و ستارهها
چطور در پستوهای این کاخهای برآمده
از شن و لای
مردی که عبایش را به خود میپیچید
نزدیک من میآمد وُ
شنهای زیرش به رقص درمیآمدند
شب میگذشت و پرندهای و ستارهها